تبليغاتX
خدای عاشقا - قدر
خداي مهربانم

در اين سحر زيباي پاييزي مي‌نويسم برايت

در اين سحر كه با سحر فردايش بسيار فرق دارد

اين آخرين سحريست كه آن را طي مي كنم از سالي كه گذشت

از سالي كه سرنوشتم را در شب قدر نوشتي

پايان اين روز پايان سرنوشت پيشين و آغاز فردا آغاز سالي نو

امشب ارزشي بيش از هزار شب دارد

خدايا چه كار بايد بكنم كه بيش از هر چيزي ارزش داشته باشد

خدايا تو بهترين ها را براي من فراهم آوردي

دوست دارم من هم بهترين ها را به تو هديه بدهم

دوست دارم پايان راهم تو باشي

فكر كه مي‌كنم مي‌بينم اگر از تو شروع نكنم به تو نمي‌رسم

مهربانم امشب را برايم با عشق بنويس

عاشقانه بنويس

از عشق بنويس

خدايم هرچه كه اين عشق را از من مي‌گيرد از سرنوشتم پاك كن

آرزويم رضايتت است،‌ هر كاري كه بيش از همه دوست داري از آن بنويس

من بنده تو هستم، خداي من دوست دارم تو سرنوشتم را بنويسي

خدايا اون قسمت‌هاي سفيدي كه قراره خودم سرنوشتم رو بنويسم چي ؟

با اون قسمت‌ها چيكار كنم ؟

از اون قسمت‌هايي كه تو مهربانم برايم مي‌نويسي خيالم راحته اما ...

اما از خودم چي بگم ... نگرانم اي خدا ...

كمكم كن بتونم كار‌هايي كه دوست داشتي انجام بدم و موفق نبودم

اون‌ كار‌هايي كه تو دوست داري رو انجام بدم

اون كار‌هايي كه دوست نداري رو انجام ندم

با تو باشم

دوست نداشته باشم كه با هر كه با تو نيست باشم

در خدمت تو باشم

در راهت به تو نزديك تر شم

مهربانم دوستت دارم به اميدت با دلي پر از اميد امشب را به صبح مي‌رسانم .

+ نوشته شده توسط یه عاشق در سه شنبه دوم مهر 1387 و ساعت 7:38 |