اي آفريدگارم
خداي من تو مرا از خاك پست و بي ارزش آفريدي
مرا آفريدي و به من ارزش دادي
مرا لايق بندگي خويش ساختي
پروردگارم، معبود من
نياز من به تو ابديست
مرا در ظلمت خويش تنها نگذار
مرا در خود پرستي و گمراهي خويش تنها نگذار
نجاتم بده از اين تاريكي
تشنه نگاهت هستم
تشنه محبتت
روحم، همانند تنم خاك خشكي شده
نيازمند نگاه محبت آميزت
اين بندهات را تنها نگذار
مولاي من، اي آقاي من
پروردگار بي همتاي من
من بنده توام، و تو خداي مني
چه كسي به بنده غير از خدايش رحم ميكند مولاي من ؟
يعني امشب كي بايد دست مرا بگيرد ؟
كي بايد مرا از اين تاريكي نجات دهد ؟
هرچه هستم خداي من تويي
خداي من اين كولهبار گناه را كي از رو دوش من بر ميداره ؟
تو خدايي عزيز هستي
و من اون بنده اي ذليل هستم كه گناه خار و ذليلش كرده
و به ذليل غير از عزيز چه كسي توجه ميكند ؟
تو خالق من هستي و من مخلوق تو
و در حال مخلوق جز خالق كه نظر ميكند ؟
پروردگارم ماه رمضان، ماه شناخت تو است
در اين ماه، مرا لايق محبتت قرار بده ...
+ نوشته شده توسط یه عاشق در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت
1:38 |
