بنام خدا
خدايي كه با اين همه بديهام بازم دوستم داره
دلم گرفته، از خودم ناراحتم خدايم
چرا بايد اينقدر از تو بهترين دور باشم
چرا نبايد لياقت نزديك شدن به تو رو داشته باشم
چرا بايد با اعمالم از تو دور شم در حالي كه ميدونم
ميدونم بدون تو ميميرم
عزيزم دلم برات تنگ شده
هيچ وقت نگاهت رو از من بر ندار
مرحم دل بي قرارم باش
آفريدگارم جز تو كه را دارم كه از دلتنگي ام براش بگم
به حرفاي دل غمگينم جز تو كي گوش ميده
كي جز تو ميتونه بفهمه تو اين دلم چه خبره
خداي خوبم، بخشايندهي من
خداي عزيزم به مهربونيت قسم ميدونم
اوني نيستم كه تو ميخوايي
من خيلي بد كردم
عزيزم ببخشم كه تو رو ناراحت كردم
باور كن دوستت دارم
نگاهت آرام جان من است
لحظهاي مرا به حالم خودم نگذار
دستاي تنهاي مرا رها نكن
هدايتگر من در تاريكي ها
من رو تنها نگذار
دل خستهام را به خودت ميسپارم
اي آرام جانم
